کتاب هفت شاخ با روایت زندگی زهرا، همسر علی حکیمیراد، آغاز میشود؛ زنی که از نوجوانی وارد زندگی مشترک میشود و سالها با رنج از دست دادن فرزندان، فقر و ناامنی در روستای فروتقه زندگی میکند. داستان با تولد محمد، فرزند سوم خانواده، و حس خوشقدمی او ادامه مییابد؛ پسری که از همان کودکی نشانههایی از سرنوشت متفاوت در زندگیاش دیده میشود. در ادامه، کتاب به سالهای جنگ ایران و عراق میپردازد؛ زمانی که علی حکیمیراد بارها به جبهه میرود و خانواده با اضطراب و نگرانی روزگار میگذراند. پس از جنگ، بحرانهای امنیتی ناشی از حضور اشرار و ناامنی در منطقه کاشمر، زندگی خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. علی بهعنوان داوطلب ناجا، برای حفظ امنیت روستا به میدان میآید و سرانجام در یکی از عملیاتها در کوههای هفت شاخ به شهادت میرسد. روایت شهادت علی با جزئیات احساسی و تأثیرگذار از زبان همسر و فرزندانش بیان میشود. پس از شهادت علی، خانواده با مشکلات معیشتی و عاطفی روبهرو میشود اما با امید و تلاش، فرزندان مسیر تحصیل و زندگی را ادامه میدهند.
محمد، پسر خانواده، پس از سالها تلاش و تحصیل، به عنوان کارمند سازمان حج و زیارت مشغول به کار میشود و سرانجام در فاجعه منا جان خود را از دست میدهد. کتاب با روایت مادر از دلتنگیها، خاطرات و آرزوهای برآوردهنشده برای همسر و فرزندش، و همچنین امید به آینده و پایداری خانواده در برابر سختیها به پایان میرسد.
هفت شاخ تصویری از ایثار، صبر و پایداری خانوادهای است که در دل بحرانها، معنای زندگی را جستوجو میکنند.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.