کتاب علیه تسخیر به قلم محمدمهدی زارع مهرجردی داستانی متفاوت از زبان اشیاء است. اینبار جارو شارژی و دریل وارد زندگی انسانها ساسان میشوند تا ماموریت ویژه خود را به انجام برسانند.
اکنون دوران حکومت سریکا بر انسانها و اشیاء رسیده است. در دوران حکومت سریکا بر انسانها و اشیاء، دوران مرگِ انتخاب و تسخیر همه چیز، جیلیا یعنی همان جاروشارژی پر سروصدا و به درد نخور گوشه فروشگاهی خاک میخورد و ناگهان وارد یک ماجراجویی عجیب و غریب میشود.
یک بسته به دست ساسان میرسد. روی بسته نوشته شده: «از طرف یکی از فالورات». بسته را که باز میکند، چشمانش متعجب به یک جاروشارژی اوراقی میافتد. به همین سادگی جیلیا وارد زندگی ساسان میشود و حالا او باید ماموریت خود را به درستی انجام دهد.
حالا جارین، دریل دوست داشتنی، آرام چیپست را در مخزنش فرو میکند و جیلیای تازه وارد ولی قدیمی را از یک خطر آگاه میکند. او از قفسه پایین میآید. درحالی که سرش را پایین انداخته بود و به جیلیا نگاه نمیکرد، آهسته آهسته سمت در رفت و گفت:
«چند ساعت دیگه تو هم مثل همه این وسایل به اینترنت وصل میشی. اون وقت همه زندگیات میشه مثل اینا. هیچ چیزی از گذشتهات یادت نمیاد، حتی من رو هم فراموش میکنی.»

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.