گاهی فرصت نمیکردم بروم خانه ناهار بخورم. توی راه بوق بوق ماشینی را میشنیدم، میفهمیدم کاظم است. میگفتم: «برای چی اومدی اینجا!» میگفت:«دور تا دور شهر گشتم تا پیدات کنم.» نان رول پیچی میداد دستم میگفت:«از غذای دیشب گوشت کوبیده مونده برات لقمه گرفتم که گرسنه نری توی جلسه.» فردایش باز صدای بوقش را میشنیدم، میگفتم:«امروز باز چی شد اومدی پی من؟» میخندید:«یه لقمه ته و تولی برات گرفتم بخور برو.» میگفتم:«کاظم جان شما این کارها رو هم نکنی عزیزی من رو شرمنده نکن!»
ساکن خیابان ملک
خاطرات اشرف جواهری
| وزن | 252 گرم |
|---|---|
| نویسنده | فاطمه بهبودی |
| ناشر | سوره مهر |
| نوبت چاپ | 1 |
| جلد کتاب | شومیز |
| تعداد صفحه | 288 |
| قطع کتاب | رقعی |
| سال انتشار | 1402 |
| موضوع | زندگینامه شخصیت ها |
795.000 تومان
فقط 1 عدد در انبار موجود است
معرفی کتاب ساکن خیابان ملک
دیدگاه هـا
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ساکن خیابان ملک” لغو پاسخ

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.