کتاب خانه پرنور: داستانهای رم، مجموعهای مسحورکننده از جومپا لاهیری
خانه پرنور: داستانهای رم (Racconti Romani)، نوشته جومپا لاهیری، نویسنده برنده جایزه پولیتزر، یکی از زیباترین مجموعههای داستان کوتاه معاصر است که شهر ابدی رم را به عنوان قهرمان اصلی روایتهای خود قرار داده. لاهیری، که خود سالها در رم زندگی کرده و حتی این کتاب را ابتدا به زبان ایتالیایی نوشته، با نگاهی عمیق و چندلایه، رم را نه تنها به عنوان یک مکان جغرافیایی، بلکه به مثابه موجودی زنده و پیچیده تصویر میکند – شهری که گاهی پناهگاه است و گاهی منبع تنهایی و غربت.
این مجموعه شامل نه داستان کوتاه است که هر کدام از زاویهای متفاوت به زندگی ساکنان و بازدیدکنندگان رم میپردازد. از دیدگاه بومیان گرفته تا مهاجران و گردشگران موقت، لاهیری با توصیفات شاعرانه و دقیق، پلهای تاریخی مانند پونته میلویو، غذاهای محلی، کلیساهای باشکوه و کوچههای پررمزوراز را زنده میکند. داستانها پر از لحظات روزمرهاند که به تدریج به کاوشی عمیق در مفاهیمی چون مهاجرت، هویت، احساس تعلق و معنای خانه تبدیل میشوند.
در داستان «مرز»، با زندگی یک راهنمای گردشگری در ییلاقات اطراف رم همراه میشویم؛ جایی که طبیعت سرسبز، میوههای تازه و صدای حیوانات، فضایی آرام و خاطرهانگیز میسازد. در مقابل، داستان «بازگشت» دو زن با تجربیات متفاوت را در یک دیدار دوستانه نشان میدهد و دو وجه متضاد رم را برجسته میکند: یکی خانه دائمی و دیگری اقامتگاهی گذرا. داستان پایانی، «دانته آلیگیری»، با الهامی استعاری از شاعر بزرگ ایتالیایی، روابط انسانی پیچیده و مسیرهای غیرمنتظره زندگی را کاوش میکند. دیگر داستانها مانند «مهمانیهای پ»، «پلهها»، «بسته پستی»، «مراسم» و «یادداشتها» نیز هر کدام قطعهای از پازل بزرگ رم را تکمیل میکنند.
جومپا لاهیری با سبک نوشتاری لطیف و تأثیرگذار خود، که ریشه در تجربیات شخصیاش از مهاجرت و چندفرهنگی بودن دارد، خواننده را به سفری احساسی در دل رم میبرد. این کتاب نه تنها برای علاقهمندان به داستانهای کوتاه، ادبیات مهاجرت و رمشناسی، بلکه برای هر کسی که عاشق کشف لایههای پنهان شهرها و انسانهاست، اثری ضروری است.
ترجمه روان محمدرضا جوانیان و انتشار توسط نشر نون، این مجموعه را به یکی از بهترین گزینههای ادبیات معاصر ترجمهشده در ایران تبدیل کرده. اگر به دنبال کتابی هستید که رم را با چشمانی تازه ببینید و در داستانهایی غرق شوید که تلخی و شیرینی زندگی را به تعادل میرسانند، خانه پرنور: داستانهای رم را از دست ندهید!
برشی از کتاب خانه پرنور: داستانهای رم
برخلاف دیگر مهمانیهای خانوادگی در تعطیلات زمستانی که پر است از کار و خستگی، جشن تولد پ که میشد بعد از کریسمس، یک دورهمی غیرقابل پیشبینی، بیدردسر و سبک بود. همیشه با اشتیاق منتظر شلوغی و هیاهوی خانه و قابلمهای درحال قلقل کردن بودم. خانمهایی که هوششان را در انتخاب لباس نشان داده بودند، همیشه آماده بودند بروند به آشپزخانه و به صاحبخانه کمک کنند. صبر میکردم چند گیلاس اول پروسِکو قبل از ناهار تأثیرش را بگذارد و ناخنکی میزدم به پیشغذاهای مختلف. بعد بدم نمیآمد بروم در ایوان و کنار بقیهی مهمانها هوایی بخورم، سیگاری بکشم و دربارهی فوتبال بچهها که بیمزاحمت برای خودشان بازی میکردند، گپی بزنم
بهخاطر تعداد مهمانها که بعضیشان یکدیگر را خیلی خوب میشناختند و بعضی را هم اصلاً نمیشناختند، جوّ مهمانی پ گرم بود؛ ولی نه خیلی خودمانی. دو گروه آدم مختلف آن جا بودند؛ مثل دو موج اقیانوس که همدیگر را قطع میکنند، یک شکل متقارن به وجود میآورند و لحظهای بعد هم را خنثی میکنند. یک طرف افرادی بودند مثل زنم و من، دوستان قدیمی پ و شوهرانشان که هر سال میآمدند. در طرف دیگر خارجیهایی بودند که فقط چند سال میآمدند یا بعضیشان فقط یک سال و دیگر خبری ازشان نمیشد.این گروه از کشورهای دیگری به اینجا میآمدند؛ برای کار، عشقوعاشقی، تغییر فضا یا بهدلایل اسرارآمیز دیگر. این جماعت کوچنشین توجه من را به خودشان جلب میکردند؛ میتوانستند نمونهای باشند برای داستانهای بعدیام. از آن نوع آدمهایی بودند که فقط توی خانهی پ شانسش را داشتم چشمم بهشان بخورد و راحت مشاهدهشان کنم. در یک چشمبههمزدن میتوانستند کل کشور ما را ببینند، آخرهفتهها بروند سمت شهرهای کوچکمان، در فوریه اسکی کنند روی کوههایمان و در ژوئیه شنا کنند توی دریاهای بلوریمان. زبان ما را بگویینگویی بلد بودند، با غذاها خودشان را سازگار میکردند و هرجومرج روزانه برایشان قابل قبول بود. یکشبه تبدیل میشدند به نیمچهمتخصصهایی دربارهی وقایع تاریخی که ما در بچگی توی مدرسه حفظ و بعد همه را فراموش کرده بودیم…

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.