وقتی سال 1389 دفتر مطالعات جبهۀ فرهنگی انقاب اسامی تحقیق دربارۀ فعالیت های «مربیان پرورشی دهۀ » 60 را به من و یکی از دوستانم پیشنهاد کرد، فکر نمی کردم موضوع چندان بااهمیتی باشد. فعالیت های پرورشی در تصورات من خلاصه می شد در ایام دهۀ فجر. تزیین کلاس ها با شرشره و بادکنک و برنامه های مختصری که سر صف اجرا می شد. مربی پرورشی در مدرسۀ ما حضور چندان تأثیرگذاری نداشت. کلاس های پرورشی معمولاً خیلی بی حس وحال برگزار می شد.
گاهی هم حتی معلم های هنر، حرفه و فن یا حتی زیست شناسی به جای مربی پرورشی حاضر می شدند، فقط به این دلیل که کمی استعداد کار هنری داشتند و می توانستند دانش آموزان را با گلدوزی، نقاشی و خطاطی سرگرم کنند. به همین خاطر بود که برای من و دوستانم فلسفۀ وجودی مربی پرورشی و درس پرورشی در مدرسه همیشه سؤال بود. بعدها وقتی دربارۀ همین موضوع تحقیق می کردم، متوجه شدم در دهۀ 80، امورتربیتی سخت ترین دورۀ خودش را طی می کرده؛ یعنی منحل شدن و حذف از نظام آموزشی.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.