ضحاک با خود گفت: «این شیعیان دوآتشه علی از جان خود بیم ندارند این مرد آن گونه به میدان آمده است که گویی قصد بازگشت به دیار خویش را ندارد نیزه ای برداشت و به طرف مردی رفت که رجز میخواند پیش از آن که به او برسد مرد با چند نفر از یاران ضحاک درگیر شد یک تنه به آنها هجوم آورد و چالاک شمشیر زد مردان گروه ضحاک عقب نشستند و با تردید به جنگجو نگاه کردند ضحاک از شجاعت او حیرت زده شد اما خشمگین از عقب نشینی ،افرادش به سوی او رفت
سربازان ضحاک با دیدن او جرئت یافتند و به سوی مرد هجوم بردند و دوباره با ضربه های برق آسای او عقب نشستند.
مرد با قد کوتاهش مثل فرفره دور خود می چرخید و گاهی مثل فنر بالا و پایین می رفت ششیرش را مثل جسمی سبک از این دست به آن دست میداد و به سرعت به چپ و راست حمله می.کرد با رقص یا و شمشیر به یکی از مهاجمان ضربه زد و مقابل چند ضربه جاخالی داد و مثل تیر به طرف سپاه خود برگشت.
تیغ و عسل (جلد دوم)
روایتی از یاران امیر مومنان علی علیه السلام
| وزن | 160 گرم |
|---|---|
| نویسنده | غلامرضا آبروی |
| موضوع | داستان جنگ |
| ناشر | معارف |
| قطع کتاب | رقعی |
| نوبت چاپ | اول |
| سال انتشار | 1404 |
| تعداد صفحه | 176 |
| زبان کتاب | فارسی |
| ویژگی | پیشنهاد ما |
200.000 تومان
فقط 2 عدد در انبار موجود است
معرفی کتاب تیغ و عسل (جلد دوم)
دیدگاه هـا
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تیغ و عسل (جلد دوم)” لغو پاسخ

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.