الی ماهی قرمز من در تنگی کوچک روی میز اتاقم زندگی می کرد. او تمام روز را درون تنگ شنا میکرد. فقط همین مدام شنا میکرد.
دلم برایش میسوخت یک روز که من سرگرم گوش دادن به موسیقی بودم و از تماشای شنا کردن آلی لذت میبردم، ناگهان بدون هیچ دلیلی به بیرون شیرجه زد و روی میز افتاد. نفس نفس میزد و بالا و پایین میپرید مطمئنم از اینکه فهمید نمیتواند. بیرون از آب نفس بکشد شگفت زده شده بود. چشمانش بیرون زده بود و آبشش هایش تکان می خورد.
نمی دانستم باید چه کار کنم او بیرون از آب زنده نمی ماند.
بنابراین داد و فریاد راه انداختم اما خبری از مادرم نشد. هنوز داشتم جیغ و داد میکردم که بالاخره مادرم از راه رسید. نگاهی به تنگ خالی و میز خیس و ماهی در حال مرگ انداخت و داد زد: ملودی چی کار کردی؟ چرا تنگ آب رو خالی کردی؟ مگه نمی دونی ماهی ها بدون آب زنده نمی مونن؟
معلوم است که میدانم من که احمق نیستم. پس فکر میکرد. برای چه این همه جیغ و داد کردم.
بعد مادرم آمد و با اخم به من گفت: ملودی ماهی قرمزت زنده نموند. نمی فهمم چرا این کاررو با اون ماهی قرمز بیچاره کردی؟ اون تو دنیای کوچیک خودش خوشحال بود.
به نظر من زندگی آلی از زندگی من هم سخت تر بود.
از اعماق ذهنم
| وزن | 400 گرم |
|---|---|
| نویسنده | شارون ام .دراپر |
| مترجم | مطهره ابراهیم زاده |
| ناشر | آلاچیق |
| موضوع | داستان اجتماعی |
| قطع کتاب | رقعی |
| نوبت چاپ | دوم |
| سال انتشار | 1404 |
| تعداد صفحه | 284 |
| زبان کتاب | فارسی |
270.000 تومان
موجود در انبار
معرفی کتاب از اعماق ذهنم
دیدگاه هـا
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “از اعماق ذهنم” لغو پاسخ

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.