احضاریه

وزن200 گرم
نویسنده
ناشر
موضوعداستان مذهبی
قطع کتابرقعی
نوبت چاپدوم
سال انتشار1397
تعداد صفحه220
جلد کتابشومیز
زبان کتابفارسی

150.000 تومان

فقط 2 عدد در انبار موجود است

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 5 میلیون تومان  جزئیات

ارسال فوری در همان روز برای سفارشات با مقصد شهر تهران و کرج  جزئیات

شناسه محصول: 4089

معرفی کتاب احضاریه

«احضاريه» داستانی ست سرشار از عشق و طلب، عشق و شهود و عشق  و جاوادنگي در حريم اهل بيت(ع) به خصوص مقام شامخ امام حسين(ع) و حضرت زينب(س). در اين كتاب ضمن برخورد با يك داستان قوي و خواندني با مفاهيم بلندي از فداكاري هاي بزرگاني روبرو مي شويم كه بر عكس دغدغه هاي منفعت انديش انساني، مصلحت ديني و انساني را بر زندگي خويش مقدم داشته و راهي به سوي سعادت انسان ها مي گشايند.

«علي مؤذني» داستان خودش را با مفهوم طلبيدن براي زيارت شروع مي كند و مسعود را به ياد كودكي اش مي اندازد كه هميشه برايش سؤال بود: طلبيدن براي زيارت يك امام يعني چه؟

مفهوم طلب وقتي برايش جدي تر مي شود كه بعد سالها رفيق هميشگي اش با او تماس گرفته و دعوتش مي كند به زيارت كربلا. باز به ياد روزگار گذشته مي افتد و تلاطم رفتن و نرفتن سراغش مي آيد، ولي اين بار گويي اين طلب واقعي است چون همان اول با كمي ترديد جواب «بله» را به رفيقش مي دهد.

«عارفه» خواهر مسعود، سوي ديگر ماجراست كه ناگهان با ديدن خواب حضرت زينب(س) نگاه منفعت انديش و انحصار طلبش باعث مي شود تا نه تنها برادرش مسعود – تنها يادگار خانواده اش- را به رفتن تشويق كند بلكه خودش هم شوق زيارت به سرش بزند. از حالا تا موقع رفتن برادرش به زيارت، مطالعات عميق عارفه باعث مي شود تا مباحث عميقي از قيام كربلا با تفكري تازه براي آن دو روشن شود. مسعود از نويسندگان مطبوعات است و سعي مي كند يافته هاي عميق مذهبي عارفه را در ستوني كه در اختيار دارد منتشر كند. سعي در به دست آوردن رضايت شوهر عارفه براي رفتن خواهر و برادر به كربلا، مشكلات سفر و ماجراي اين زيارت دلچسب با چاشني طنز و سرگرداني روحي مسعود بين شخصيت خودش و عارفه در سفر، زيبايي كتاب را دو چندان مي كند و خواننده را پس از اتمام كتاب با روحي سبك به فكري آرام بخش فرو مي برد.

«… سرم را گرفتم توي دست هام. چه فايده اي دارد من از اين دو بپرسم كه به خاطر خدا به من بگوييد من كي هستم؟ جوابشان را نشنيده مي دانستم. زهره مي گويد دست بردار عزيزم، تو عارفه اي. سعيد مي گويد متوجه منظورتان نمي شوم. اگر از زهره بپرسم تو واقعاً مرا زن مي بيني و از سعيد بپرسم شما مرا مرد مي بينيد، هردو مستقيم ياغير مستقيم مي گويند:”ديوانه شده اي؟” و من دلم مي خواهد سرشان فرياد بزنم: “آره ديوانه شده ام.”… »

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “احضاریه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *