من قاتل زنم نیستم

وزن230 گرم
نویسنده
ناشر
موضوعداستان جنایی
قطع کتابرقعی
تعداد صفحه260
نوبت چاپاول
سال انتشار1404
زبان کتابفارسی

260.000 تومان

فقط 2 عدد در انبار موجود است

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 5 میلیون تومان  جزئیات

ارسال فوری در همان روز برای سفارشات با مقصد شهر تهران و کرج  جزئیات

معرفی کتاب من قاتل زنم نیستم

من قاتل زنم نیستم” رمانی اجتماعی و تأثیرگذار به قلم مژگان مهربانی‌فر است که با نگاهی قوی به پیچیدگی‌های اجتماعی امروز منتشر شده است. این کتاب در ژانر اجتماعی روایت می‌شود و می‌کوشد نشان دهد چگونه برخی رسانه‌ها و نیروهای بیرونی از زنان و تصویر آنان بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی می‌کنند و به نوعی هویت حقیقی زن را مخدوش می‌نمایند.

داستان این اثر در قالب یک روایت اقلیمی اما با نگاه جهان‌شهری شکل گرفته است؛ قصه‌ای که در آن شخصیت‌هایی واقعی و ملموس از جامعه امروز بین سنت و مدرنیته قرار دارند و در مواجهه با انتخاب‌های اخلاقی و اجتماعی دست به تصمیم‌گیری‌هایی سرنوشت‌ساز می‌زنند.

در این داستان، برخی شخصیت‌ها مانند اردشیر، ستاره و طالب نمایانگر نگاه سطحی، منفعت‌طلبانه و بی‌رحم به جامعه هستند، در حالی که دیگر شخصیت‌ها مانند حاج محمود، شیخ حسین و سید جواد نمایانگر بصیرت، روشنگری و پختگی اخلاقی‌اند. دو شخصیت اصلی داستان فرهاد و ایلدخت نیز در میانه این دو جریان قرار می‌گیرند و خواننده را به سفری پرچالش و تأمل‌برانگیز دعوت می‌کنند.

این رمان علاوه بر پرداخت به هویت زن در جامعه، ارزش‌هایی چون شجاعت، ایثار، بازگشت به ریشه‌ها، حفظ حرمت‌ها، صداقت و مبارزه با نیروهای فتنه‌گر را نیز در بستر یک روایت انسانی و جذاب ارائه می‌دهد.

بخشی از کتاب “من قاتل زنم نیستم”:

مرد به یقه مانتوی بنفش ایلدخت چنگ زد. با یک حرکت او را از زمین کند و شق نشاند درد پا از لگن گذشت و پیچید تو کمرش چشماش سیاهی رفت و چیزی نمانده بود عق بزند تو سینه گوشت آلود مردک مرد سینه را چنان جلو داد که کلفت ترین رگ گردنش زیر پوست متورم شده بود و انگار می خواست از یقه اش بیرون بزند. نگاه ایلدخت از لای در نیم باز به ستاره ی کم سویی افتاد که تو آسمان تیره می لرزید مرد انگشت اشاره را رو خط لبهای بی رنگ و روح ایلدخت کشید به چشمهای بزرگ و ماتم زده اش نگاه کرد. آب دهانش را قورت داد و آرام گفت:

لامصب خوشگلی ها با سروان هم جیک و بوکت یکی بوده!

ایلدخت دندان به هم فشرد و با انزجار از چشمان هرزه و چندش آورش رو برگرداند. مرد دوباره دست به گونه اش سابید. به پشت هلش داد و انداختش رو زمین چنگ رو گلوش گذاشت ……..

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “من قاتل زنم نیستم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *