قصه نیکان (10) :باغ های همیشه بهار

روایتی داستانی از زندگی امام محمدباقر (ع)

وزن201 گرم
نویسنده
ناشر
موضوعداستان تاریخی
قطع کتابرقعی
نوبت چاپاول
سال انتشار1396
تعداد صفحه168
جلد کتابشومیز
زبان کتابفارسی

105.000 تومان

فقط 1 عدد در انبار موجود است

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 5 میلیون تومان  جزئیات

ارسال فوری در همان روز برای سفارشات با مقصد شهر تهران و کرج  جزئیات

شناسه محصول: 19670

معرفی کتاب قصه نیکان (10) :باغ های همیشه بهار

محمد بن علی را ملاقات کردم که دوشادوش دو غلام سیاه به کار مشغول بود. با خودم گفتم: این شیخ را ببین که در این ساعت برای طلب مال دنیا چه تلاشی می کند! و با این فکر پیش رفتم تا او را موعظه کنم. سلام که کردم، نفس نفس زنان و عرق ریزان پاسخ داد. گفتم: «خدا خیرت دهد؛ آیا این درست است که شیخی از شیوخ قریش با این حالت و در این ساعت در طلب دنیا باشد؟ اگر مرگ بیاید و تو بر این حال باشی، پاسخ خدا را چه خواهی داد؟» محمد بن علی دست از کار کشید و گفت: «به خدا سوگند، اگر مرگ بیاید و من در این حال باشم، در حال اطاعت خداوند از دنیا رفته ام؛ چراکه با کاری که می کنم، خودم را بی نیاز کرده ام از تو و از مردم. کسی باید از آمدن مرگ هراسان باشد که در حال ارتکاب گناه است؛ نه من که در حال تلاش هستم! مگر تو نمی دانی که اجر و ثواب کار برای کسب روزی حلال، بسیار بیشتر از ثواب عبادت عابدی است که روزی اش را بر دوش دیگران بار می کند!

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قصه نیکان (10) :باغ های همیشه بهار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *