کتاب الفبای فرهنگ سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که چرا بعضی از گروهها پس از تشکیل شدن مجموعهای بزرگتر از جمع اجزایشان میسازند، اما گروههای دیگری انگار با کنار هم جمع شدن کمتر میشوند؟
فرهنگ گروهی یکی از قدرتمندترین نیروها روی کرهٔ زمین است که وجود آن را میتوانیم در دل کسب و کارهای موفق، تیمهای ورزشی در سطوح قهرمانی و خانوادههای کامیاب حس کنیم. حتی نبودن یا ناسالم بودن آن هم ملموس است. میتوانیم تأثیر آن را بر میزان سوددهی بسنجیم. (براساس نتایج مطالعهٔ دانشگاه هاروارد روی بیش از دویست شرکت، یک فرهنگ گروهی کارآمد و قوی درآمد خالص را در مدت یازده سال ۷۵۶ درصد افزایش میدهد.) با این حال سازوکارهای درونی فرهنگ همچنان بر ما پوشیدهاند. همهٔ ما خواهان فرهنگی قوی در سازمان، جامعه و خانوادهٔ خود هستیم. همهٔ ما میدانیم که چنین فرهنگی موفق است و خوب عمل میکند. فقط نمیدانیم که دقیقاً چطور عمل میکند.
شاید علت آن در نوع اندیشیدن ما دربارهٔ فرهنگ نهفته باشد. معمولاً آن را مثل دیاناِی خصیصهای گروهی میدانیم؛ فرهنگهای گروهی قوی و باثبات مثل آنهایی که در گوگل، دیزنی و یگان ویژه نیروی دریایی ایالات متحده سراغ داریم، آنقدر یکدست و ممتاز به نظر میآیند که فکر میکنیم از روز ازل ثابت و مستحکم بودهاند. در این شیوه تفکر فرهنگ نوعی دارایی است که تقدیر تعیینکننده آن است. بعضی گروهها از موهبت فرهنگ قوی برخوردارند و دیگران نه.
کتاب الفبای فرهنگ اما رویکرد دیگری دارد. نویسنده هشت گروه از موفقترین گروههای دنیا شامل یک واحد عملیات ویژه نظامی، یک مدرسه از مناطق فقیرنشین، یک تیم بسکتبال حرفهای، یک استودیوی فیلمسازی، یک گروه نمایش کمدی، یک دسته دزد جواهرات و مواردی دیگر را به مدت چهار سال از نزدیک زیر نظر گرفته است و دریافته که فرهنگ آنها متشکل از مجموعهای خاص از مهارتها است او این مهارتها را تحلیل میکند و به یک نتیجه منطقی میرساند.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.